پست ثابت . پست ثابت . پست ثابت . پست ثابت . پست ثابت


سالهای پیش بالِ آسمانــی داشتیم


بالِ پــرواز کران تا بی کرانــی داشتیم


پـر نداریـــم و دلِ بپّـــــر نداریـــم و فقط


یادمان باشد که اینها را زمانی داشتیم...

هشدار پرویز شیخ طادی نسبت وضعیت فرهنگ و هنر

کارگردان «شکارچی شنبه» به مجلس نامه نوشت
هشدار «شیخ طادی» نسبت به وضعیت فرهنگ و هنر در کشور

شیخ‌طادی در نامه به کمیسیون فرهنگی مجلس ضمن هشدار نسبت به وضعیت فرهنگ و هنر کشور نوشت: تنها با یک حرکت بزرگ؛ یک انقلاب در اصلاح ساختار مدیریت فرهنگ و اخلاق است که می‌توانیم سکانداری فرهنگ و هنر و اندیشه اسلامی را که حق ولی امر است به او برگردانیم.

خبرگزاری فارس: هشدار «شیخ طادی» نسبت به وضعیت فرهنگ و هنر در کشور

به گزارش خبرنگار سینمایی فارس، پرویز شیخ طادی کارگردان سینما و سازنده آثاری چون سینه سرخ، شکارچی شنبه، روزهای زندگی با انتشار نامه‌ای خطاب به اعضای کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی نگرانی عمیق خود را در ارتباط با وضعیت فعلی فرهنگ و هنر ابزار کرد و رد این نامه پیشنهاد تشکیل قوه مستقل فرهنگ و هنر و اندیشه اسلامی را به اعضای کمیسیون فرهنگی داده است.

متن کامل نامه شیخ‌ طادی که این فیلمساز متعهد اختصاصا در اختیار خبرگزاری فارس قرار داده به شرح زیر است:

«در طی سالها مجاورت با وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و بررسی عملکرد این وزارتخانه در دولتها  با  وزرا و معاونتهای مختلف در سطوح متفاوت علمی و تجربی ؛ نتایج زیر بدست آمد :

دولتها  متغیر و با اهداف و ضروریات متغیر و گاها بی ثبات  روبرو هستند و درمقابل  بنیادهای فرهنگی و اخلاقی و هنر و اندیشه اسلامی از ارزشهای الهی تغذیه میکنند و از ثبات برخوردارند لذا نمی‌توانند دستخوش متغیرها و مصلحتها و سیاستهای متغیر  قوه مجریه قرارگیرند ؛ تمامی دولتها به اندازه فهم و ضرورتهای اجرایی خویش فرهنگ و اندیشه اسلامی را تعریف و جهت داده اند.

گستره فرهنگ و اندیشه اسلامی در اندازه ایست که  در  ظرف  ساختاری  قوه مجریه  نمی‌گنجد .

فرهنگ و اندیشه اسلامی در حقیقت  می‌بایست بازوی فکری و اخلاقی ملت و  تمامی قوا باشد ؛ نه مجری سیاستهای انحصاری یک قوه خاص .

تا این زمان ابزارهای فرهنگی و هنری و اندیشه ساز و موثر بر سرنوشت کلان یک ملت  در خدمت تحمیل مقاصد سیاسی و عقیدتی  یک قوه به کل نظام عمل کرده  و موثر ترین و خطرناکترین ابزار کودتاهای مخملی و نرم و مدل های در راه  همین  ابزار  فرهنگ و هنر و اندیشه ساز بوده و خواهد بود .

تا کنون دولتها عملا توسط وزارت ارشاد  دین را بر اساس مقتضیات قوه مجریه  تئوریزه کرده اند زیرا این توان در وزارتخانه  وجود ندارد تا علوم انسانی اسلامی را وارد هنر و اندیشه و فرهنگ نماید و بلعکس هربار پشتش از سه جهت به خاک نشسته .

1= بارشهای شدید فرهنگ و هنر و اندیشه سکولار بر علوم انسانی اسلامی و ملی

2= اجرای سیاستهای دوره ای و سلیقه ای قوه مجریه  توسط وزارت ارشاد اسلامی.

3= تاثیر هنرمندان و روشنفکران سکولار و دین گریز متاثر از علوم انسانی غرب بر وزارتخانه .

چنانچه همه موارد بالا مردود باشد با یک نگاه آماری و تجربی با طرح چند سوال  بسادگی میتوان به  نتایج  مطرح شده دست یافت :

چه میزان برای تمدن نوین اسلامی تلاش صورت گرفته؟

چه میزان در رشد ازدواج فرهنگ سازی شد؟

چه میزان در رفع بلای اعتیاد در جامعه سرمایه گذاری  فرهنگی و هنری شد؟

چه میزان در پیش گیری فتنه های سیاسی  کار فرهنگی صورت گرفت؟

چه میزان در رفع فسادهای اجتماعی و اخلاقی کار فرهنگی شد؟

چه میزان  برای ارتقای  فهم و درک سیاسی ملت کار فرهنگی انجام پذیرفت؟

چه میزان علوم انسانی اسلامی ترویج شد؟

چه میزان سینمای کشور در مسیر انقلاب و اسلام قرارگرفت ؟

چه میزان تاتر و سایر هنرها همسو با انقلاب و اندیشه و علوم اسلامی قرار گرفت ؟

چه میزان در فضای مجازی جهان سرمایه گذاری شد؟کجای این فضای ارتباط جهانی با ملت‌ها  قرار داریم ؟

چه میزان به  مشارکت و ایجاد علاقه در علما و دانشمندان و نخبگان برای شرکت در امور  فرهنگی و هنری سرمایه گذاری شد ؟

چه میزان در اصلاح رفتارهای اجتماعی کار فرهنگی و هنری انجام پذیرفت؟

چه میزان در ادب سیاسیون تاثیر گذار بوده؟

چه میزان در ادب اجتماعی کار فرهنگی و هنری انجام پذیرفت؟

چه میزان در آشتی ملی و قومی و همدلی ملی کار فرهنگی و هنری انجام پذیرفت؟

چه میزان کار فرهنگی برای دفع انحرافات فرقه ای و مذهبی انجام پذیرفت؟

چه میزان در دفاع از بی حرمتیهای بین المللی به فرهنگ اسلامی و ایرانی کار فرهنگی و هنری انجام پذیرفت؟

چه میزان در بیداری اسلامی کار فرهنگی و هنری انجام پذیرفت؟

چه میزان کار فرهنگی و هنری برای بازگشت بانوان و مادران به خانه انجام پذیرفت؟

چه میزان کار فرهنگی و هنری در حوزه حجاب و عفت و پاکدامنی عمومی انجام پذیرفت ؟

چه میزان کار فرهنگی و هنری در جذب سرمایه های انسانی و نخبه هایمان انجام پذیرفت ؟

چه میزان کار فرهنگی برای جلوگیری از مهاجرت نخبگان انجام پذیرفته ؟

چه میزان در اطلاع رسانی به دفتر رهبری کمک کردند ؟

چه میزان در تصمیم گیری به ولی امر کمک کردند ؟

و ...

همه هشدارها و توصیه های ولی امر که می بایست توسط دستگاه اصلی فرهنگ و هنر و اندیشه اسلامی  به حرکت و جریان  تبدیل می‌گردید  تقریبا در همه دولتها  بر زمین ماند و این ملت و رهبر مظلوم بود که خسارتها را بر دوش گرفتند و همچنان باید گرده خودرا برای مصیبتهای فرهنگی و خسارتهای آینده آماده کنند .

آیا واقعا این اشکال از بیخ و بن به ساختار نظام  وارد نیست ؟  اقتصاد اخلاقی کجاست ؟ سیاست اخلاقی کجاست ؟ آیا عملا دین و اخلاق از اینها جدا نشده ؟ آیا باید اقتصاد برای خود فرهنگ اختصاصی  بسازد یا این فرهنگ است که اقتصاد و سیاست را اخلاق گرا میکند؟ آیا تا کنون عملکرد دولت و سایر قوا بدرستی و منصفانه زیر زره بین نخبگان فرهنگ و هنر قرارگرفته ؟ پل ارتباطی سایر قوا و دستگاه های تابعه با ملت و مشکلاتشان کیست ؟  با چه وسیله ای میتوان مسئولین را پاسخگوی ملت کرد ؟ این حلقه مفقوده کجاست؟ چرا برخی از دستگاه ها و مراکز و بنیادها و شخصیتها  باید از بی بی سی و شبکه های بیگانه بترسند اما از وزارت ارشاد کشور پهناور چندین هزارساله یکتا پرست هسته ای و موشکی و ... هیچ باکی نداشته باشند ؟

آیا این همه امور مهم و حیاتی   با همه پیچیدگیهایش را میتوان از قوه مجریه که همواره در مشکلات خودش دست و پنجه نرم میکند   توقع داشت؟ آیا باید رگ حیات رسانه ملی یعنی بودجه آنرا بدست قوه مجریه سپرد  تا هرزمان نقدی صورت گرفت  بعنوان اهرم فشار مورد استفاده قرار گیرد!!!

ساختار غلط نظام در این بخش  موجب این همه مشکلات برای ملت و رهبر گردیده.

این یک خطای استراتژیک برای نظام اسلامیست که مهمترین حوزه عملکرد خویش را به  قوه ای که با اینهمه متغیرها و طوفانهای سیاسی داخلی و خارجی  روبروست می سپارد .

مهمترین بازوی ولی فقیه ابزار فرهنگی و هنری و اندیشه ساز و هدایتگر است ؛ صفر تا صد این امر خطیر می بایست متمرکز و در ید توانای یک صالح قرار گیرد  و شرعا  حق ولی امر است که اکنون هر تکه اش دست کسیست .

تشکیل یک قوه مستقل فرهنک و هنر و اندیشه اسلامی   درحال حاضر بهترین مدل اسلامیست که میتواند ایران  را از سکولارهای فرهنگی ؛اقتصادی ؛ سیاسی و اخلاقی و دینی  نجات بخشد. استقلال یک ملت و کشور از فرهنگ آغاز می گردد.

اعضای محترم کمیسیون فرهنگی ؛ اوضاع اخلاقی و فرهنگی  در طبقات مختلف جامعه ایرانی مطلوب نیست و مرا بیاد دوره هایی از تاریخ می اندازد که همه درگیر گناهان ریز و درشت شدند و مغول همه را دربند کرد ؛ حالا مغولهای زمان فرهنگ دنیا پرستی و اسراف و اشرافیگری و دروغ و تحریف و تغییر ارزشها گردیده  .

یک سقوط جمعی آغاز شده که به عمد یا جهل  آنرا بر گردن تحریم و مشکلات اقتصادی می اندازند ؛ درصورتیکه به شما ثابت میکنم اینگونه نیست؛ ملت ما شرایط بسیار سخت تر را در دوران دفاع مقدس تجربه کرده؛ در زمانی که از قاشق و چنگال تا سلاح های پیشرفته  از خارج وارد میشد اوضاع اینگونه نبود؛ پوست و گوشت و استخوانمان با تحریمها محکم شده بود ؛  فقیر شدیم اما این فقر اخلاقی و فرهنگیست  ؛ از عدم تعهد نسبت به هشدارهای ولی امر است که حتی توان امر به معروف و نهی از منکر را هم نداریم . درختی تناور شدیم اما همین سرو بلند بالا از درون توسط همین موریانه های فرهنگی و اخلاقی درحال پوسیدگیست.

اعضای محترم کمیسیون فرهنگی این یک تصمیم تاریخی سرنوشت ساز است  که اینک بردوش شما قرار گرفته  و تنها با یک حرکت بزرگ ؛ یک انقلاب در اصلاح ساختار مدیریت فرهنگ و اخلاق است که میتوان سکانداری  فرهنگ و هنر و اندیشه اسلامی که حق ولی امر است به او برگردانیم . شما میتوانید پاره های این حق را تجمیع و یکپارچه کنید  تا هرگز با تغییر دولتها دچار طوفانها و تزلزل اخلاقی و فرهنگی نگردیم . تاریخ گواهی میدهد ملتهای فقیر از طریق فرهنگ به ثروت رسیدند و چه ملتهای ثروتمندی که از همین طریق فقیر گشتند.

با سپاس

پرویز شیخ طادی

اربعین ارباب

از یک هفته پیش تا الان ، چندین تماس تلفنی داشتم و نیز چندتا پیامک دریافت کردم. مضمون همه این تماسها یک جمله بود :


حلالمون کن ، داریم میریم کربلا .


اربعین ، همه رفقا رفتند کربلا و زیارت ارباب ، اما هنوز باید اینجا بسوزم و در حسرت زیارت بمونم 


اگر روزی سفر کردی به کویش

دل بشکسته سوغات حسینه

یاد باد آن روزگاران یاد باد . . .

روز وصل دوستداران یاد باد . . . 


یاد باد آن روزگاران یاد باد  . . . 


در ایام ابتدائی آذرماه ، یاد تمامی دوستان ، یاران ، همسنگران را گرامی میدارم.


یاد تمامی عزیزانی که در روزهای سخت دوشادوش هم بودیم و الان جای بعضی ها خالی ، جای بعضی ها شرمساری ، جای بعضی ها تغییر کاربری و جای بعضی ها هنوز همان ابهت و صلابت گذشته باقی مانده است


خداوندا ما را در راهمان ثابت قدم بدار .


محرم

کربلا . . . 


خیمه ها . . . 


عطش . . . 


نامردان بی غیرت . . . 


حماسه بزرگ عالم . . . 


وای حسین وای حسین وای حسین

هر وقت دیدید اوضاع بی‌ریخت است بسوی او فرار کنید




حاج محمد اسماعیل دولابی، از اساتید بزرگ اخلاق و عرفان، حکایتی جالب و درس آموز درباره نزدیکی به خداوند متعال دارد.

بر پایه این حکایت ایشان عنوان کرده اند:


می‌گویند پسری در خانه خیلی شلوغ‌کاری کرده بود. همه‌ی اوضاع را به هم ریخته بود.

وقتی پدر وارد شد، مادر شکایت او را به پدرش کرد. پدر که خستگی و ناراحتی بیرون را هم داشت، شلاق را برداشت.


پسر دید امروز اوضاع خیلی بی‌ریخت است، همه‌ی درها هم بسته است،

وقتی پدر شلاق را بالا برد، پسر دید کجا فرار کند؟

راه فراری ندارد! خودش را به سینه‌ی پدر چسباند.

شلاق هم در دست پدر شل شد و افتاد.

شما هم هر وقت دیدید اوضاع بی‌ریخت است به سوی خدا فرار کنید.

«وَ فِرُّوا إلی الله مِن الله»

هر کجا متوحش شدید راه فرار به سوی خداست.

گاهی گمان نمیکنی و میشود

گاهي گمان نمي كني ولي مي شود


گاهي نمي شود كه نمي شود


گاهي هزار دوره دعا بي اجابت است


گاهي نگفته قرعه به نام تو مي شود


گاهي گداي گدايي و بخت نيست


گاهي تمام شهر گداي تو مي شود


پس با خدا باش پادشاهی کن


بی خدا باش هر چه خواهی کن

امام رئوف

دیدم همه جا بر در و دیوار حریمت


جائی ننوشته است گنهکار نیاید


میلاد با سعادت عالم آل محمد (ص)


امام رئوف 


شمس الشموس


حضرت علی ابن موسی الرضا علیه السلام


بر همگان مبارکباد


رو سر در خونش با خطی دلربا نوشته


دست خالی از این خونه هیچکسی برنگشته

قمر در عقرب چیست؟

قمر در عقرب چیست ؟ واقعیت یا خرافه ؟




بر اساس روایات و نیز علم نجوم و اخترشناسی ؛ خواندن عقد ازدواج ،مسافرت ،اقدام برای بچه دار شدن (انعقاد نطفه) ،افتتاح کار و کسب و تجارت ،حجامت ،تعیین و تغییر نام ، گذاشتن سنگ بنای کارهای مهم و بطور کلی انجام هر یک از کارهای اساسی در روزهای نحس و قمر در عقرب هم از نظر علماء دینی و هم از نظر منجّمین توصیه نمیگردد بلکه علما فتوی به کراهت اعمال بالا در ایام قمر در عقرب داده اند .


متن کامل را در ادامه مطلب ملاحظه فرمائید .

ادامه نوشته

در کوی نیکنامان ما را گذر ندادند . . .


دل می‌رود ز دستم صاحب دلان خدا را


دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا


کشتی شکستگانیم ای باد شرطه برخیز


باشد که بازبینیم دیدار آشنا را


ده روزه مهر گردون افسانه است و افسون


نیکی به جای یاران فرصت شمار یارا


در حلقه گل و مل خوش خواند دوش بلبل


هات الصبوح هبوا یا ایها السکارا


ای صاحب کرامت شکرانه سلامت


روزی تفقدی کن درویش بی‌نوا را


آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است


با دوستان مروت با دشمنان مدارا


در کوی نیک نامان ما را گذر ندادند


گر تو نمی‌پسندی تغییر کن قضا را


آن تلخ وش که صوفی ام الخبائثش خواند


اشهی لنا و احلی من قبله العذارا


هنگام تنگدستی در عیش کوش و مستی


کاین کیمیای هستی قارون کند گدا را


سرکش مشو که چون شمع از غیرتت بسوزد


دلبر که در کف او موم است سنگ خارا


آیینه سکندر جام می است بنگر


تا بر تو عرضه دارد احوال ملک دارا


خوبان پارسی گو بخشندگان عمرند


ساقی بده بشارت رندان پارسا را


حافظ به خود نپوشید این خرقه می آلود


ای شیخ پاکدامن معذور دار ما را


نیمه شعبان

السلام علیک

یا مولای

یا اباصالح المهدی

ادرکنی

سلام بر محرمت حسین جان

سلام بر محرمت حسین جان

به خیمه های ماتمت حسین جان



ماه محرم رسید

ماه عزاداری ارباب باوفا

السلام علیک یا اباعبدالله (علیه السلام)

مناظره حضرت امام صادق علیه اسلام


مناظره علمي بسيار عجيب حضرت امام جعفرصادق(ع)
 
مقاله ذيل قسمتي از كتاب -امام جعفر صادق (ع) مغز متفكر جهان شيعه- مي باشد.
اين كتاب نوشته شده توسط مركز مطالعات اسلامي استراسبورگ است. بد نيست بدانيد 25 دانشمند در اين مجمع در مورد شيعه دوازده امامي تحقيق كرده اند.
در بخشهايي
از كتاب مطالبي از امام صادق (ع) ثبت گرديده كه اين دانشمندان معتقداند جواب آن متعلق به قرن بيستم مي باشد و خود متحيراند كه چگونه امام صادق(ع)در چهارده قرن قبل چنين اشارات علمي داشته اند.
از شما تقاضا مي كنيم اين مطلب را با دقت مطالعه فرماييد.

امام جعفر صادق يكي از صبورترين مدرسين دنياي قديم بود.
او در دوره ايكه تدريس ميكرد نه فقط هر روز درس ميداد، بلكه بعد از خاتمه درس مخالفين علمي خود را مي پذيرفت وايرادهاي انها را مي شنود و جواب مي داد.
بعضي از شاگردان او،در روزهايي كه مي دانستند استادشان به مخالفين علمي جواب مي دهدپس از خوردن غذا مراجعت مي كردند تا در جلسه مباحثه شركت داشته باشند.
يكي از مخالفين امام مرشدي بود به اسم ابو شاكر.
آن مرد يك روز بعد از اينكه امام صادق از خواندن نماز فارغ گرديد بحضورش رسيد و گفت:ايا اجازه مي دهي آنچه مي خواهم بگويم.؟
امام جعفر صادق علیه السلام جواب داد بگو.
 ابوشاكر گفت:انچه تو درباره خدا ميگويي غير از افسانه نيست وتو با افسانه سرايي مي خواهي مردم را وادار به قبول چيزي بكني كه وجود ندارد وبه اين دليل خدا وجود ندارد كه ما نمي توانيم با هيچيك از حواس پنجگانه انرا درك كنيم.
ممكن است بگويي با عقل بوجود خدا پي ميبري ولي من مي گويم عقل هم بدون حس ظاهري قادر بفهم چيزي نيست. اي مردي كه دعوي دانشمندي مي كني وميگويي جانشين پيغمبر مسلمين هستي من بتو مي گويم كه در بين افسانه هايي كه مردم نقل مي كنند هيچ افسانه اي بي پايه تر از موجود بودن يك خداي ناديده نيست.
اما من فريب تو را نمي خورم وافسانه ات را درباره خداي كه ديده نمي شود نمي پذيرم.
من خدايي را مي پرستم كه بتوانم با دو چشم او را ببينم و..
در تمام مدتي كه ابوشاكر مشغول صحبت بود امام حتي يكبار تكلم نكرد ووقتي گفته ابوشاكر به اتمام رسيد باز جعفرصادق چند لحظه لب به سخن نگشود ومنتظر بود كه ابو شاكر حرف بزند.
سپس جواب داد:..تو گفتي كه من افسانه سرايي مي كنم و مردم را به پرستش خدايي دعوت مي نمايم كه ديده نمي شود.
اي ابوشاكر تو كه منكر خداي ناديده هستي،ميتواني درون خود را ببيني؟ ابوشاكر گفت:نه
امام صادق فرمود:هرگاه مي توانستي درون خود را ببيني نمي گفتي كه چون خدا را نمي توان ديد پس افسانه اي بيش نيست.
ابوشاكر گفت:ديدن درون چه ربطي به پرستش خدايي كه موجود نيست دارد.؟
 امام فرمود: تو ميگويي چيزي كه ديده نمي شود و نمي توان صدايش راشنيد و انرا لمس كرد وجود ندارد
 ابوشاكر گفت:بله
امام صادق فرمود:ايا صداي حركت خون را در بدن خود مي شنوي؟

ابوشاكر گفت:مگر خون در بدن حركت دارد؟!
امام فرمود:اي ابوشاكر خون هر چند دقيقه يك مرتبه در تمام بدن تو حركت مي نمايد و اگر حركت آن چند دقيقه در بدن تو متوقف شود تو خواهي مرد.
آيا تا امروز گردش خون را در بدن خود ديده بودي؟
ابوشاكر گفت:نه و من نمي توانم قبول كنم كه خون در بدن من حركت مي كند.

امام جعفر صادق فرمود:آنچه مانع از اين مي شود كه قبول كني خون در عروق تو حركت مي كند جهل است و همين جهل مانع از ان ميگردد كه تو خداي واحد و ناديده رابشناسي.آيا تو ازمخلوقاتي كه خداوند افريده و انها را دربدن تو گمارده و تو بر اثر كار انها زنده اي اطلاع داري؟
ابوشاكر گفت:نه
امام فرمود: تو فقط متكي به مشاهدات خود هستي و ميگويي انچه را نمي بيني وجود ندارد. انها در كالبد تو بوجود مي ايند رشد مي كنند و داراي اولاد مي شوند وبعد از مدتي از كار مي افتند....ولي تو نه صدايشان را مي شنوي و نه لمس مي كني.
اي ابو شاكر بدان كه شماره موجودات جاندار كه اينك در كالبد تو زندگي مي كنند و ميميرندنه فقط از شماره تمامي ادميان كه در اين جهان زندگي مي كنند بيشتر است بلكه از شماره ريگهاي بيابان بيشتر است.
چرا گفته اند كسي كه خود را يشناسد خداي خود را مي شناسد؟
 اي ابوشاكر آيا اين سنگ را مي بيني كه در پاي ديوار كار گذاشته اند.؟
 تو اين سنگ را بيحركت ميبيني چون چشم تو حركت انرا نمي بيند وهر كس بتو بگويد در سنگ حركاتي وجود دارد كه حركات ما كه در اينجا جمع هستيم چون سكون است تو نمي پذيري و مي گويي افسانه سرايي مي كند.غافل از اينكه چون تو نادان مي باشي نمي تواني به حركت درون اين سنگ پي ببري وشايد روزي برسد كه بر اثر توسعه دانايي مردم بتوانند حركت درون سنگ را ببينند
(مجله علم چاپ امريكا در تاريخ جون 1973نوشت:توانسته اند با عكسبرداري بوسيله ليزر براي اولين بار حركت مولكولها را بطور واضح ببينند ومدت فلاش دوربين عكاس كه بوسيله ايزر عكس ميگيرد يك تريليونيم ثانيه است وبراي اينكه بدانيم يك تريليونيم ثانيه در مقابل يك ثانيه چقدر كوتاه است ميگوييم كه متناسب است با يك شبانه روز از عمر مادر قبال ده ميليارد سال)....

اي ابوشاكر با اينكه هوا وسيله حيات تو وساير افراد بشر است تو انرا نمي بيني و فقط وقتي كه باد مي وزد انرا حس مي كني.ايا مي تواني منكر وجود هوا بشوي....
اي ابوشاكر انكار خالق كردن از جهل است نه عقل. من خداي خود را نساخته ام و او را از انديشه هاي خود بيرون نياورده ام.اما خداي توبقول تو ساخته دستهاي تو مي باشد.انچه من كردم و مي كنم اينستكه با انديشه خود خدا را بهتر بشناسم وزيادتر به عظمت او پي ببرم.
مغز متفكر جهان شيعه ص378

عید سعید غدیر

الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایت امیرالمومنین علی ابن ابیطالب والائمه المعصومین


فرخند سالروز عید الله الاکبر

عید سعید غدیر خم

بزرگترین عید جهان

بر پیروان راستین ولایت علوی

مبارک و خجسته باد


جان زهرایت در این عید غدیر

یا امیرالمومنین دستم بگیر


بر دشمنان مولا لعنت